حسن پيرنيا ( مشير الدوله ) و عباس اقبال آشتيانى
531
تاريخ ايران از آغاز تا انقراض سلسله قاجاريه ( فارسى )
در اطراف سلطانيّه به شكار مشغول بود دوچار پادرد سختى شد و اعتدال مزاجش رو بانحراف گذاشت و در روزيكه بحمّام رفته بود در خوردن غذاهاى لذيذ افراط كرد و بر اثر آن مرضش شدّت يافت و در 28 رمضان آن سال در سلطانيّه فوت نمود و او را كه بيش از چهل سال نداشت پس از دوازده سال و نه ماه سلطنت در گنبد خود در آن شهر به خاك سپردند . اولجايتو در مرض موت دو يرليغ صادر كرد يكى داير بر تجديد ذكر نام خلفاى راشدين در خطبهء نماز جمعه ديگرى راجع ببرگرداندن نصف اموال خواجه سعد الدّين ساوجى بپسران او . اولجايتو بر رويهم يكى از ايلخانان خوب ايران است و در عهد او مردم در رفاه بودهاند و كمتر بدست او ظلم و سختكشى جارى شده مذهب شيعه در عصر او قوام گرفته و علم و ادب رونق يافته است شخصا پادشاهى آبادكننده بود و علاوه بر اتمام بناى سلطانيّه و گنبد آن در پاى كوه بيستون شهر ديگرى بنام سلطان آباد چمچال يا بغداد كوچك و در حدّ موقان نزديك نهر ارس شهرى ديگر بنام سلطان آباد اولجايتو ساخت و با پاپ و سلاطين عيسوى اروپا و روم شرقى نيز ارتباط داشت و نمايندگانى نيز بفرانسه و انگليس و ايتاليا فرستاد و گويا غرض او از اين فرستادن سفرا تحصيل يارانى براى حملهء بشام و مصر بود كه قبل از فتح گيلان اين خيال را در سر داشت و جماعتى از عيسويان جزيرهء قبرس و ارمنستان نيز او را به اين كار تشويق ميكردند ولى اين روابط هيچوقت از حدّ تعارف تجاوز نميكرد و بعلل موانع اساسى و رقابتهاى سياسى بفرستادن سپاه بكمك يكديگر منتهى نميشد .